السيد محمد حسين الطهراني

49

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و روى اين بيان ، قوانين جزائيّه در رديف قوانين عباديّه و اجتماعيّه و مدنيّه ، براى اجتماع ضرورى است ؛ و وظيفهء طبيب است كه در اجراى هر دو نوع قانون ، از آنچه را كه راجع به اوست تخلّف نورزد . زيرا هر دو نوع آن مانند دو بال پرنده‌اى است كه پرواز بواسطه هر دو متحقّق مىشود ؛ و گرنه تنها با يك بال ، پرنده به پرواز درنمىآيد ؛ و دستخوش صيد صيّاد ، و بازيچهء كودكان كوى و برزن مىگردد . و حيات خود را به ممات مبدّل مىكند ؛ و پيروزى و روزبهى خود را به تيره‌بختى و مسكنت مىسپرد « 1 » . از اينجاست كه قرآن كريم از قصاص تعبير به حيات فرموده است ؛ عجيب كلمه‌اى است ؛ كلمه حيات كه در اينجا به كار آمده است . [ در مفاد و لطائف آيهء : وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ ] حضرت استاد علّامهء طباطبائى مدّظلّه العالى ، در تفسير اين آيهء مباركهء از قرآن : وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ « 2 » فرموده‌اند : اشاره است به حكمت تشريع قصاص ؛ و دفع توهم تشريع عفو و يا ديه ، و دفع بيان مزيّت و مصلحتى كه در عفو است ، و آن انتشار رحمت و إيثار رأفت است ، به‌طورىكه عفو براى مصلحت مردم نزديكتر باشد . و حاصل مفاد اين عبارت آنست كه : اگر چه در عفو ، إعمال رحمت و

--> - واقع شدن بها دارد ؛ و بهاى آن را از ستمگر مىستانند ؛ و در صورت ظالم واقع شدن آن را مىبرند و قطع مىكنند . سوّم براى برقرارى قانون حفظ و حراست خون‌هاى مردم و حفظ و حراست اموال آنهاست كه اگر كسى دست كسى را ببرد و خون آن را بريزد ؛ در صورت خطا و در صورت عمد و رضاى دست بريده به گرفتن ديه ، و گذشت از قصاص ، بايد نصف ديهء كامل را بپردازد ؛ و اگر كسى سرقت كند بايد دستش بريده شود . ( 1 ) بايد دانست كه بريدن انگشتان دزد را همان‌طوركه ديديم در صورتى است كه تمام آن شرائط نامبرده محقّق شود ؛ و امّا اگر يكى و يا بعضى از آن شرائط محقّق نشده باشد ؛ حاكم دزد را با تعزير يعنى با زندان و تازيانه تنبيه مىكند و بطور كلّى هرجا اجراء حدّ بواسطهء خللى در شرائط آن متوقّف گردد و گناه و جنايت بدون آن شرط نزد حاكم ثابت شود ؛ حاكم شخص مرتكب را تعزير مىنمايد . ( 2 ) آيهء 179 ، از سورهء 2 : بقره .